کبوتر شد و رفت...
اگر روزي مردم ، تابوتم را سياه کنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم
بر روی سينه ام تکه يخي بگذاريد تا به جايه معشوقم برايم گريه کند ...
چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم ...
و آخر اينکه دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولي نتوانستم.